تبليغاتX
خبرنگار جوان

خبرنگار جوان

خبرنگاری روز

فاطمه رجبي، تنها راننده زن كاميون در ايران ویکی از دلایل پیشرفت ژاپن

فاطمه رجبي، تنها راننده زن كاميون در ايران

 

یکی از دلایل پیشرفت ژاپن

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود  ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين  در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود  ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند .

 

 

يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.

 

 

مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .

 

زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند .

 

 

با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است .

 

 

برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند .

 

 

در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .

 

 

اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه  يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه  فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:24  توسط الهام آدینه  | 

مديري «باغ مظفر2» را كليد زد

 

مديري «باغ مظفر2» را كليد زد

خبرگزاري فارس: عوامل مجموعه «باغ مظفر» ساخت سري جديد اين مجموعه را آغاز كردند.

به گزارش فارس، مهران مديري و ساير بازيگران باغ مظفر ساخت اين مجموعه را در سكوت كامل

خبري آغاز كردند. بنابر اين گزارش، ساخت سري جديد اين مجموعه در حالي آغاز شده كه مهران مديري

 قرار است در فيلم «لبه پرتگاه» به كارگرداني «بهرام بيضايي» بازي كند.
مهران مديري با همان تيم بازيگري كار خود را در لوكيشن سابق باغ مظفر آغاز كرده است.
سري قبلي باغ مظفر سال گذشته در 45 قسمت با حضور بازيگراني چون مهران مديري،

سحر جعفري جوزاني، نصرالله رادش، سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، نادر سليماني،

اليكا عبد‌الرزاقي و بهنوش بختياري ساخته شد و نظر بسياري از منتقدين را به خود جلب كرد.


گفتني است سري جديد باغ مظفر قرار نيست از تلويزيون پخش شود و در قالب سي دي روانه بازار خواهد شد.

 
پيش از اين نيز سي دي «فضانوردان مي‌آيند» با حضور بازيگران مجموعه باغ مظفر منتشر شد.

سريال باغ مظفر



سريال باغ مظفر



سريال باغ مظفر/عكس:بابك برزويه

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:10  توسط الهام آدینه  | 

ارتباطات انساني

11 قانون اصلي براي ارتباطات انساني

دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي فـنـي و مـديريتي

 اهميت دارد.  به گفته يـكـي از بــزرگان جامعه شناس : "هنـگـام برخورد با مردم

 بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد، بلكه با

مخلوقـات احـساسـات،مـوجوداتـي كه سرشارازتبعيض،روحــيات پيش داوري و

تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد" .


 برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري به شرح زير است.

براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد:

 

1- ديگران را با نام صدا بزنيد. اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر

كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به

صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين

علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار

ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه

يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد

 آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟"

آغاز كنيد.

2- اشتباه خود را بپذيريد. ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباه خود را به گردن

بگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به

اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي

مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را

كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد

مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان

اشتباهات خود نماييد.

يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد. جزء آن دسته از افرادي نباشيد

كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، و فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان

قادر به انجام صحيح امور نميباشد.  به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع

به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد.

ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را

تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري

به عمل مي آورد.

4- علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد. هر فردي در دفتر كار

شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر

نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.

اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد،

در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست.

نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد،

اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت.

مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند.


5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد. فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف

خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده

آگاهي داريد.

 "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر

مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است.

در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است

انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف

دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

6- مراقب حرفهايتان باشيد. اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه

آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به

قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و

در نتيجه پيشرفتي نخواهيدكرد.

7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد. اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي

 انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گردد كـه بـه اين

سـعي و تـلاش آگـاه شده ايد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و

كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر

نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد.

8- با فكر و با ملاحظه باشيد. هـرگز تـصور نـكنيد كه ديگران سخنان شما

را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي

تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي

شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را

تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد.

پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث

سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.

همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از

بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر

حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال

درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايدنظرات آنها را محترم

شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره، از

 ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد

مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي گوييد.

9- از خود گذشتگي كنيد. گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به

ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما

درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه

در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و

در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي خود

لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني

هميشه باز مي گردد.

10- متواضع و فروتن باشيد. تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن

همكاران و اشخاص مافوق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس

 آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران

تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابي هاي شما

 زماني مصداق واقعي پيدا مي كنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها

گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن به ميان آوريد.


11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد. هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه

دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد

كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟

پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي

كه شخص  مرتكب شده ( نه با خنديدن به خود شخص ) به همراه ضربه اي

دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيشكاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد

اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد."

با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است.

اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اشتباه رخ داده،

هيـچ چيزي نگوييد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:1  توسط الهام آدینه  | 

خلاقیت و توانایی خود را در مدیریت اثبات کنید

مسائل زندگي
کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...

مردمان

9 نكته درمورد حفظ شأن و ارزش فردي در محيط كار


" شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه می شود."
-- ارسطو

شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها و آزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش خواهد برد. به خاطر داشته باشید: نگه داشتن شان شخصی تماما در اعتماد به نفس، عزت نفس و عدالت خلاصه می شود.
در این قسمت چند نکته وجود دارد که با استفاده از آنها ارزش شخصی و عزت نفستان در محل کار هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

1- بدون کوچک کردن خود رئیستان را کارآمد جلوه دهید
زمانی که کارفرمای شما ترفیع رتبه می گیرد برای شما دو موقعیت مختلف پیش می آید، یکی اینکه به شما اهمیت نداده و برایتان خلاء ایجاد کند، و دیگر اینکه چون شما یکی از سرمایه های با ارزش شرکت هستید شما را با خود به بخش جدیدی که منتقل شده است ببرد. تنها کاری که باید بکنید این است که مطمئن شوید که او و دیگران از سهم بزرگی که برای شرکت انجام می دهید، آگاه می شوند. خود را در معرض دید قرار دهید، سودمند واقع شوید و برای قبول مسئولیت های جدید آماده باشید، اما به هیچ وجه چاپلوسی نکنید. به ندرت اتفاق می افتد که یک رهبر پر قدرت اطراف خود را با "بله قربان گو" ها پر کند. به موفقیت های خود افتخار کنید و استعداد ها و توانایی هایتان را بروز دهید.

2- گله و شکایت نکنید
اگر همیشه از کارفرمای خود تقاضای مرخصی کنید و زمانی که به مهلت تحویل پروژه ها نزدیک می شوید از او بخواهید تا وقت بیشتری را در اختیار شما قرار دهد، او به طور حتم از شما منزجر می شود و تاثیر مخالفی بر روی شغل و در نتیجه بر روی عزت نفستان می گذارد. کسانی که دائما در حال گله و شکایت کردن هستند هیچ گاه ترفیع رتبه نمی گیرند. (مدیران همیشه سعی می کنند آنها را به شعبه های دیگر انتقال دهند تا از دستشان راحت شوند.) شما می خواهید رئیستان دوستتان باشد نه دشمنتان؛ پس سعی کنید اسباب ناراحتی و رنجش او را فراهم نسازید. زمانی که میخواهید نزد او بروید مجددا فکر کنید و تمام جوانب گفته های خود را در نظر بگیرید. ارزش خود را با تصمیم گیری های مناسبی که مربوط به حیطه کاری خودتان می شود، حفظ کنید و به دنبال تعریف و تمجید بیهوده از جانب کارفرمایتان نباشید.

3- مطمئن شوید که شرایط کاری مناسب است
آیا شما حقوق کافی دریافت می کنید، و در یک محیط کاری امن مشغول به کار هستید. برای بدست آوردن حقوق خود قد علم کنید و هیچ گاه عزت نفس و ارزش خود را به خاطر فیش حقوقیتان زیر پا نگذارید. باید به راحتی مواردی که برایتان مهم است را با رئیستان در میان بگذارید، مثلا: ساعات فراغت، کاهش ساعات هفتگی کاری، کارکردن در خانه و فرستادن اطلاعات از طریق رایانه. مدعی باشید اما پرخاشگر نباشید؛ و همیشه بر روی فواید و مزایای کارهای خود برای شرکت تاکید داشته باشید. با ارزشی که برای کارفرمایتان قائل هستید و با اتکا به عزت نفس، احتمال پذیرش طرح ها و پیشنهاداتتان را افزایش دهید.

4- همیشه از اکثریت پیروی نکنید
همکاری و تشریک مساعی داشته باشید، اما هیچ گاه اجازه ندهید تا دیگران از شما استفاده کنند. اگر اجازه دهید تا همکارانتان تمام کارها را بر روی سر شما بریزند ارزش و احترامتان پایین می آید و در عوض آنها به وسیله کاری که شما را آنرا به خوبی انجام داده اید افتخار کسب می کنند. بد نیست گاهی استقلال خود را امتحان کنید. اگر همه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سر خود را با کارهای غیركاري گرم می کنند لازم نیست که شما هم مشابه آنها عمل کنید. برای مسائل مهم مثل ایمنی در محل کار، حقوق و مزایا خوب است به جمع بپیوندید، اما علاوه بر اینکه در چنین جمع های شرکت می کنید، بهتر است برای افزایش درآمد با مدیریت رودررو صحبت کنید. اگر دوربین های ایمنی در تمام قسمت های محل کار شما برای جلوگیری از تقلب نصب شده و تصور می کنید که این امر به حقوق و استقلال شما آسب می رساند، ارزش آنرا دارد که در مقابل آنها بایستید. پیش از اینکه به دیگران برای محافظت از حقوقشان بپیوندید، تمام جوانب کار خود را در نظر بگیرید.

5- اجازه ندهید تا عنوان دلقک و یا لوده بخش را به شما بدهند
بد نیست که در ساعات بی کاری و اوقات فراغت خود بخندید و شادی کنید اما نباید زیاده روی کنید. ادب مساوی است با ارزش. خنداندن مردم در زمان سخنرانی و یا کنفرانس یک ویژگی شایان ذکر است اما اگر همکارانتان شما را به عنوان دلقک و جوکر بشناسند، هیچ کس شما را جدی نمی گیرد و چیزی نمی گذرد که عزت نفس خود را از دست خواهید داد.

6- مشکلات شخصی را به محل کار نبرید
بلند صحبت کردن با تلفن در محل کار هیچ جایی ندارد. اگر شما جر و بحث دارید و یا برای بخشش از طرف کسی که آنسوی خط تلفن است گریه زاری سر دهید و یا او را ببوسید، باید آنرا در خارج از دفتر کار و به وسیله تلفن همراه انجام دهید. پیش از اینکه بخواهید با هر یک از همکارانتان ارتباط برقرار کنید به تاثیراتی که ممکن است او بر روی مسائل کاری شما بگذارد به دقت فکر کنید. اگر به خاطر کارهایی بدي که با یکی از همکارانتان انجام داده اید، ارتباط خود را با او قطع کرده اید این امر منجر به نابودی شان و ارزش شما خواهد شد، چرا که به زودی تمام کارمندان از تمام مواردی که شما سعی می کنید مخفی نگه دارید، آگاه خواهند شد.

7- جلوی خشم خود را بگیرید و احساساتتان را کنترل کنید
زمانی که یکی از همکاران، کار خود را سر موقع انجام ندهد و تاثیر آن مستقیما بر روی بازده شما تاثیر بگذارد، طبیعی است که شما ناراحت، رنجیده و عصبانی شوید. اما نحوه برخورد شما با قضیه، میزان ادراک شما را برای سایرین روشن می کند. اگر انسان کم طاقتی هستید باید مراقب باشید که در زمان عصبانیت حرکت ناشایستی از شما سرنزند. با کنترل احساسات، ارزش و شان خود را بالا ببرید. اگر چیزی بگویید و یا حرکتی انجام دهید که نباید، سریعا برای نجات ابروی خود عذر خواهی کنید.

8- مراقب آزار و اذیت ها باشید
خط مشی و سیاست های شرکت را به دقت بررسی کنید. اگر همواره از طریق یکی از همکارانتان تحقیر می شوید، و یا یکی از کارمندان ارتباط نا مناسب جنسی با ارباب رجوع برقرار می کند، اعتراض کنید. درست مثل قلدری کردن در حیاط مدرسه، آزارهایی که در محل کار به وقوع می پیوندد، بر روی ارزش و شان شخصی شما تاثیر می گذارد.

9- خلاقیت و توانایی خود را در مدیریت اثبات کنید
ابتکار و نوآوری به عنوان رمز تجارت آینده محسوب می شود. در حین انجام کارهای روزمره دید خود را بر روی تصاویر بزرگتر معطوف کنید. همیشه از فعالیت ها و تغییرات رقبا مطلع باشید. اگر بر اساس غریزه و درک شغلی خود عمل کنید، همیشه رضایت شغلی بیشتری کسب کرده و اعتماد به نفستان افزایش پیدا خواهد کرد. شالوده دانش خود را افزایش داده و از استعدادها و خلاقیت های خود در زمینه رشد شرکت بهره بگیرید.

ارزش های خود را زیر پا نگذارید
مسئولیت رفتار هر کس به عهده خودش می باشد. اگر از شما خواسته شد که یک کار غیر قانونی و یا غیر اخلاقی انجام دهید بر روی تاثیرات دراز مدت آن فکر کنید. رفتاری موقر، با احترام و معزز به همراه درستی و غرور از خود نشان دهید. برای اینکه به شانتان آسیبی وارد نیاید باید در یک آینه به خود نگاه کنید و مطمئن شوید که از روی وجدان کار می کنید و از انجام هر چه در حد توانتان باشد کوتاهی نمی کنید. اگر این موارد را رعایت کنید در پایان هر روز، حس رضایت و موفقیت در انجام کارها به شما دست خواهد داد.
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 17:42  توسط الهام آدینه  | 

مسئله با شعار قانون و عدالت حل نمی‌شود، باید قانونمند بود

ستون آزاد

فساد فرهنگی استخدام خانم منشی
 با ظاهری آراسته


....................0912
...................0932
..................0935

باید تمامی صفحات را نگاهی بیندازد، چیزی که جالب است برخی آگهی‌ها هر روز تکرار می‌شوند؛ یعنی پس از این همه انتشار آگهی نتوانسته‌اند نیروی کار مناسب خود را پیدا کنند؟
اغلب آگهی‌ها مربوط به استخدام منشی یا کارمند دفتری است و بیشتر با این مضمون است: <استخدام منشی با حقوق مکفی> پس از تماس با یکی از این آگهی‌ها قرار می‌گذارد تا حضوری به انجا مراجعه کند. ساعت پنج بعدازظهر به همان
آدرسی که گفته بودند می‌رود. وقتی وارد ساختمان می‌شود واحد مربوطه را پیدا کرده و زنگ واحد را می‌زند. مردی میانسال در را باز کرده و او را به اتاق رییس شرکت راهنمایی می‌کند.محیط فیزیکی شرکت، یک محیط بسته است به‌طوری که به یک منزل مسکونی بیشتر شبیه است تا یک مکان تجاری یا اداری!به او گفته می‌شود که می‌تواند از روز بعد کار خود را در آن شرکت آغاز کند و حقوقش نیز 150 هزار تومان در ماه است ولی اگر پس از ساعت شش نیز به عنوان اضافه کار در شرکت بماند حقوق بیشتری دریافت خواهد کرد. وقتی در مورد نوع فعالیت‌ شرکت سوال می‌کند رییس شرکت جواب می‌دهد که شرکت در زمینه تجارت لوازم بهداشتی و شیرآلات فعال است. روز بعد ساعت هشت صبح طبق قرار قبلی به شرکت مراجعه کرده پس از ساعتی رییس شرکت هم وارد می‌شود.در آن چند ساعتی که آن‌جاست اتفاقاتی می‌افتد که فرار را بر قرار ترجیح داده و به سرعت آن‌جا را ترک می‌کند. او بسیار سریع متوجه می‌شود که وظیفه وی تنها انجام دادن کار یک منشی نیست بلکه!!!

آگهی‌های استخدام یا دام برای جویندگان کار؟
<استخدام منشی زن مسلط به کامپیوتر> < به یک منشی خانم با ظاهری آراسته و روابط عمومی قوی نیازمندیم>، <یک شرکت معتبر به یک منشی خانم آشنا به کامپیوتر و روابط عمومی بالا و ظاهری آراسته نیازمند است>، < به یک منشی خانم آشنا به کار موبایل با حقوق صدهزار تومان به علاوه پورسانت سی درصد نیازمندیم>
اینها نمونه‌هایی از آگهی‌هایی است که در موارد قابل توجهی فقط با درج یک شماره تلفن برای تماس و بدون آدرس در نشریه‌های مختلف و به‌ویژه بخش نیازمندی ها که صرفا آگهی چاپ می‌کنند دیده می‌شوند.
این آگهی‌ها بارها چاپ می‌شوند تا آگهی دهنده، خانم مورد نظر خودرا انتخاب کند.در این میان برخی زنان می‌گویند: بعضی آگهی‌‌دهندگان تحت پوشش استخدام کارمند اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کنند.
<ن - ر> از دختران مراجعه کننده به یک شرکت خصوصی می‌گوید: زمان استخدام از وی سوالات مختلف در زمینه چگونگی پوشش، ساعت رفت و آمد و نظارت خانواده بر وی شد.
وی افزود: از او خواسته شد در زمینه پوشش، بسیار آزاد باشد و از روسری و مانتوهای به اصطلاح مد و آرایش‌های متنوع استفاده کند و حتی با مشتریان مرد دست بدهد.وی که برای شغل مدیر داخلی یک شرکت پخش فرآورده‌های آرایشی انتخاب شده بود می‌گوید: ساعت کاری مشخصی از طرف آنها اعلام نشد اما آنان اصرار داشتند که ساعات بیشتری را در شرکت بمانیم و در ازای آن مبلغی اضافه بر حق ده‌میلیون ریالی ماهانه دریافت کنیم.وی در ادامه افزود: روز مصاحبه دختران و حتی زنان بسیاری با پوشش‌ها و تیپ‌های مختلف مراجعه کرده بودند اما افرادی که برای مصاحبه انتخاب می‌شدند جوان، قد بلند و خوش‌چهره بودند.این دختر 22 ساله گفت: زمانی که متوجه شدم کار در این شرکت به این شکل است و باید برای جذب مشتری، از مواد آرایشی چهر‌ه و مو استفاده کرد و رفت ‌و آمد مردان بیش از زنان است بلافاصله کار را رها کردم.
وی می‌گوید: این در حالی بود که دختران دیگری به دلیل نیاز مالی و گاه تامین هزینه خانواده همچنان ترجیح می‌دهند آن‌جا بمانند.
شاید بارها و بارها حوداثی این‌چنین را شنیده باشید، شرکت‌های خصوصی که بدون هیچ نظارتی فعالیت کرده و در راستای فعالیت‌های خود اقدام به سوءاستفاده‌های غیراخلاقی از کارمندان خود می‌کنند. دختران جوانی نیز به دنبال پیدا کردن شغلی مناسب با وعده‌های حقوق بالا فریب خورده و با ناآگاهی به استخدام این شرکت‌ها در آمده و ناخواسته وارد فعالیت‌های غیراخلاقی این شرکت‌ها می‌شوند.

آگهی بدون آدرس
یکی از مشکلات جامعه ما فعالیت اجتماعی زنان و به خصوص کارکردن آنهاست. در این‌که در بسیاری از موارد زنان در انجام وظایف محول شده به آنها نسبت به مردان از صداقت کاری بیشتری برخوردارند شکی نیست که این مطلب را مردان هم تایید می‌کنند اما در بسیاری از موارد مردان با دید نامناسبی به زنان می‌نگرند.
در ماه گذشته در روزنامه‌ای آگهی استخدام منشی برای شرکتی چاپ شد، یکی از افرادی که با آن شرکت تماس گرفته بود می‌گوید: آگهی هیچ آدرسی نداشت فقط نوشته بود <به یک منشی خانم با روابط عمومی بالا نیازمندیم> و یک شماره تلفن هم در زیر آگهی به چاپ رسیده بود. با شماره تلفن تماس گرفته و آدرس را گرفته و فردای آن‌روز به آدرس مورد نظر می‌روم پس از پر کردن فرم استخدام، رییس شرکت با مقدمه‌چینی گفت: در این شرکت حقوق ماهانه 150 هزار تومان به شما پرداخت خواهد شد البته باید به این نکته هم توجه کنید که در شرکت ما همه کارمندان با هم صمیمی هستند تا حدی که با هم رابطه ..... هم دارند خود من با تمام منشی‌های قبلی..... داشته‌ام در صورتی که تمایل دارید با این شرایط کار کنید می‌توانید از فردا کار خود را شروع کنید و.....

فقط شماره همراه
در بعضی آگهی‌ها هم شما فقط با یک شماره تلفن همراه برخورد می‌کنید که بعد از این‌که خانم منشی بیچاره هر بلایی را که خواستند سرش آوردند این تلفن یا واگذار می‌شود یا هیچ‌وقت در دسترس نمی‌باشد.
حتی گاهی در بعضی از این آگهی‌‌ها به چشم می‌خورد که نوشته شده به یک خانم منشی از ساعت 22 - 19 نیازمندیم. به واقع کدام شرکت یا مطب پزشکی می‌تواند در این بازه زمانی مراجعه کننده داشته باشد؟
به نظر شما سرزدن چنین رفتارهایی از ما که ادعای فرهنگ چند هزار ساله را داریم صحیح است؟

اشکال و چاره آن
عدم شفاف‌سازی روابط سالم اقتصادی منطبق بر قوانین مناسب کشورمان زمینه پیدایش جرم را فراهم می‌سازد. مجلس محترم باید به سرعت بر اساس نیازهای جامعه قوانین مناسب با کار و شرکتهای تجاری را متناسب با پیشرفت‌های علوم و فنون تدوین کند تا هر چه سریعتر به روابط شفاف اقتصادی بین اشخاص حقیقی و حقوقی در کشورمان برسیم. مسئله با شعار قانون و عدالت حل نمی‌شود، باید قانونمند بود و مطابق قانون، شرکتهای تامین نیروی انسانی حق دادن نیروی انسانی به شرکتهای نیازمند را داشته باشند. بر این اساس درج آگهی تنها متوجه شخص حقوقی شرکتهای واجد نیروی انسانی آماده به خدمت با توانایی‌ها و گرایشهای علمی گوناگون است و نیروهای جوان علم آموخته کشورمان با مراجعه به این شرکتهای کاریاب خود را منتظر پیدا کردن کار مناسب و آبرومند می‌یابند، مهمتر از همه اینها سازمانهای ذیصلاح دولتی در خصوص چاپ آگهی‌ها هستند که باید جلوی چاپ این دست از آگهی‌های به ظاهر سود آفرین را برای روزنامه بگیرند و اجازه ندهند از سرمایه بیت‌المال علیه جوانان کشورمان سواستفاده شود. برای چشم‌انداز روشن باید قوانین مناسب با نیازهای جامعه نوشته شود و ساختارها و سازمانهای ذیصلاح مربوط تشکیل شود و نیروی انسانی متدین در امور فرهنگی و اجتماعی به کار گرفته شود و حتی تربیت شود تا به آن اهداف متعالی برسیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 17:37  توسط الهام آدینه  | 

تاريخ روزنامه‌نگاري در جهان

تاريخ روزنامه‌نگاري در جهان
 

اين روزها مي‌توانيد آن‌ها را در همه جا پيدا كنيد، در دورترين نقاط جهان، در بلوارهاي شهرهاي بزرگ، ‌در كوچه‌هاي باريك، در كيوسك‌ها، در قايق‌ها و كشتي‌هاي بادباني.

آن‌ها تا خورده و يا لوله‌شده دست به دست مي‌شوند و گاه حكم پوشش را دارند كه به كار شب‌هاي سرد در پارك‌ها مي‌خورند.
رسانه‌اي كه قرار بود دنيا را تغيير دهد، نخستين پرتو خود را در يكي از روزهاي سال  1605 در استراسبورگ آشكار ساخت (يك جمهوري آزاد در قرن شانزدهم).

البته يوهان كارولس‌ (Johann carolus) چاپكار نمي‌دانست روزنامه چنين كاركردي خواهد يافت. او  روزنامه رليشن (Relation)  را به چاپ رساند. رليشن يك واژه لاتين است كه از relatio به معني گزارش دادن مشتق مي‌شود و او به همين دليل اين نام را براي روزنامه‌اش برگزيده بود. او چهار فرمان رسانه‌هاي مدرن را جاري ساخت. نخست آن‌كه رليشن نخستين روزنامه موضوعي بود و طيفي از موضوعات را پوشش مي‌داد و بنابراين جهاني بود، دوم آن‌كه متمركز بر عامه مردم بود و بنابراين آگهي داشت و بالاخره تعيين‌كننده‌ترين فاكتوري كه رليشن را به اولين روزنامه مدرن تبديل ساخت، تداوم آن در انتشار بود.

رليشن نخستين روزنامه‌اي بود كه به صورت هفتگي و به مدت هفتاد سال به زندگي خود  ادامه داد. اما به هر حال، رليشن از بسياري جهات شبيه روزنامه‌هاي امروزي نبود. در آن دوران پستچي‌ها نقش تعيين‌كننده‌اي در گردآوري اخبار داشتند، چرا كه آن‌ها بودند كه خبرها را از دليجان‌ها يا پيك‌هاي سواره مي‌گرفتند و از آن‌جايي كه در آن دوران خبرها به مفهوم اخص كلمه چندان زياد نبودند، هر چيزي كه مي‌رسيد به دست چاپ سپرده مي‌شد، بي‌آن‌كه حتي ويرايش شود. مقالات به‌طور عمده با حروف سربي چيده مي‌شدند و با ماشين‌هايي كه از چوب ساخته شده بودند، به چاپ مي‌رسيدند.

گسترش در همه سو
چند سال طول كشيد تا روزنامه‌ها در ساير كشورها هم پديدار شوند. نخستين روزنامه فرانسه تحت عنوان گزت (Gazette) در سال 1631 منتشر شد. روزنامه‌ ديگري با همين نام در سال 1665 در انگليس منتشر شد كه در آغاز آكسفورد گزت (Oxford Gazette)  خوانده مي‌شد.  آكسفورد گزت در آكسفورد يعني در جايي كه دربار انگليس از ترس طاعون در آنجا مستقر شده بود، منتشر مي‌شد. اما وقتي دربار پس از يك سال به پايتخت بازگشت، اين روزنامه نيز نام خود را به لندن گزت تغيير داد.
در سوئد نخستين روزنامه با نام‌  Post-och inrikes Tidningar در سال 1645 انتشار يافت. اين روزنامه سوئدي قديمي‌ترين روزنامه‌اي است كه هنوز تا امروز و ظاهراً بدون وقفه به انتشار خود ادامه داده است. [ديجيتال شدن همين روزنامه]
پنجاه سال بعد پاي روزنامه‌ به آمريكا باز شد و آن زماني بود كه روزنامه پابليك اكرنسز  (Public  Occurrences)  در سال 1690 در بوستون انتشار يافت.
بدبختانه اين روزنامه‌ تنها يك شماره انتشار يافت و به سرعت توقيف شد و به همين دليل است كه تاريخ آ‌غاز انتشار روزنامه‌هاي مدرن آمريكا را سال 1734 مي‌دانند، يعني زماني كه ژورنال هفتگي نيويورك (New York Weekly Journal)  منتشر شد.
هجده سال ديگر هم گذشت تا اين‌كه كانادايي‌ها در سال 1752 به نخستين روزنامه خود يعني هاليفكس گزت (Halifax Gazette) رسيدند.
اما نخستين روزنامه‌ها در بخش شرقي جهان در قرن نوزدهم با عنوان سيدني گزت و نيوساوت ادورتايزر (New South advertiser) در سال 1803 در استراليا منتشر شدند، يعني درست 15 سال پس از تشكيل تبعيدگاه‌هاي جزايي در اين سرزمين.
اما روزنامه بمبئي ساماچار (Bombay samachar) از سال 1822 در هند منتشر شد. اين روزنامه به دو زبان انگليسي و گجراتي كه زبان شمال غربي هند است،‌ منتشر مي‌شود.
ژاپني‌ها هم نخستين روزنامه خود را با نام نيچي- نيچي (Nichi-Nichi)  در سال 1872 منتشر ساختند.
اما انتشار روزنامه و به عبارت بهتر تولد روزنامه به مفهوم امروزين آن در سال 1650 در لايپزيگ آلمان و با انتشار اينكومند زايتونگن (Einkommende Zeitungen)  صورت گرفت. اينكومند زايتونگن 6 روز در هفته منتشر مي‌شد، چهار صفحه داشت و ابعاد آن حدود 5/31 در 17سانتي‌متر بود. اگرچه انتشار روزنامه‌‌ها در آغاز از نظر تعداد چشم‌گير نبود، اما آلماني‌‌زبان‌ها به حدي كه بخواهند بخوانند، روزنامه در اختيار داشتند. در پايان قرن هفدهم حدود هفتاد روزنامه آلماني زبان در آلمان منتشر مي‌شد كه كمي بيشتر از كل روزنامه‌هاي منتشره در بقيه اروپا در آن دوران بود. اين روزنامه‌ها كه تيراژهايي در حدود 300 تا 400 نسخته داشتند، توسط 200هزار تا 250 هزار نفر خوانده مي‌شدند. از آن‌جا كه همه مردم قدرت خريد روزنامه نداشتند، روزنامه‌خواني در آن دوره يك تجربه مشترك بود و علاوه بر اين، يك سوم جمعيت قادر به خواندن و نوشتن بودند. آنان‌كه روزنامه مي‌خريدند در كافه‌ها، خانه‌ها و قرائت‌خانه‌ها (reading rooms) براي ديگران روزنامه مي‌خواندند و درباره آخرين خبرها و تحولات با هم بحث مي‌كردند. پروفسورها و معلم‌ها هم از گزارش‌هاي روزنامه‌ها براي دروس و سخنراني‌هاي خود استفاده مي‌كردند.
ارتقاي سطح سواد و آموزش منجر به استقبال بيشتر از روزنامه‌ها شد و مردم براي هزينه كردن در مورد رسانه‌اي كه عطش آن‌ها را نسبت به اطلاعات فرو مي‌نشاند، رغبت و تمايل بيشتري از خود نشان دادند. حدود سال 1800 بود كه‌  Hamburger Unpartheyische Correspondent براي خود 51 هزار مشتري دست و پا كرد. چهارهزار نسخه از اين روزنامه هامبورگي كه براي اروپايي‌ها به يك منبع معتبر خبري تبديل شده بود، به كشورهاي ماوراي بحار ارسال مي‌شد و اين روزنامه توانست نخستين روزنامه‌نگاراني را كه فقط از طريق روزنامه‌نويسي امرار معاش مي‌كردند، گرد خود جمع كند.

چاپ به مثابه بال‌هاي روزنامه
 
فرا رسيدن قرن نوزدهم نشان داد هيچ چيز ياراي ممانعت از غلبه و پيشروي روزنامه‌ها را ندارد. بروز  روش‌هاي صنعتي كاغذسازي در ميانه قرن نوزدهم و تركيب مطالب محتوايي با آگهي‌ها باعث شد تا در عرصه روزنامه‌ها سنگ‌پايه تازه‌اي از جنبه هزينه‌ها بنيان نهاده شود. قيمت روزنامه‌ها به شدت پايين آمد و به اين ترتيب هر كسي قادر به خريد روزنامه شد. پيشرفت در عرصه تكنولوژي‌هاي چاپي هم به روزنامه‌ها بال و پر داد تا به رسانه‌اي جمعي تبديل شوند.
فردريك كونيگ (Friedrich Koenig)  مخترع در سال 1814 نخستين ماشين با دو سيلندر چاپ را كه با نيروي بخار كار مي‌كرد، اختراع كرد و آن را در اختيار تايمز لندن قرار داد. اين ماشين مي‌توانست 1100 ورق در ساعت چاپ كند و به اين ترتيب بود كه در بحث 28 نوامبر 1814 چهارهزار نسخه از تايمز لندن را در چند ساعت چاپ كرد و به اين صورت بود كه عبارت <ماشين‌هاي چاپ اتوماتيك سيلندري> متولد شد.
خبرهاي شكست و نابودي ارتش ناپلئون در ژوئن 1815 در واترلو توسط همين ماشين‌هاي چاپ سيلندري چاپ شد و در سال 1845 بود كه شركت ماشينن فابريك اگسبرگ (Maschinenfabric Augsburg) تأسيس شد و تا سال 1872 توانست 750 ماشين چاپ اتوماتيك سيلندري را در آلمان و خارج از آلمان به فروش برساند.
اما در همين قرن نوزدهم شاهد يك نوآوري ديگر  علاوه بر ماشين‌ چاپ‌هاي اتوماتيك‌ سيلندري- هم هستيم و اين بار هم اين تايمز لندن بود كه در استفاده از آن پيشتاز بود. جان والتر سوم‌  (John walter III) نخستين ماشين چاپ سيلندري را براي روزنامه ساخت و اين اختراع به نام ماشين چاپ والتر معروف شد.
مدتي بعد در نمايشگاه جهاني وين در سال 1873 شركت ماشينن فابريك اگسبرگ، ماشين كوچك‌تري را عرضه كرد كه بر اساس اصول ماشين والتر كار مي‌كرد، اما كار با آن راحت‌تر بود و مي‌توانست 12 هزار ورق در ساعت پشت و رو چاپ كند.
رشد سريع در عرصه چاپ روزنامه باعث شد تا ماشينن فابريك اگسبرگ- كه امروز كارخانه پلائن مان رولند است- به فكر ساخت ماشين چاپ بيفتد و به اين ترتيب بود كه روتاپلانا در سال 1897 به عنوان يك ماشين رول مطرح شد. اما نخستين ماشين سيلندري براي روزنامه در سال 1899 موجوديت يافت و درسال 1912 بود كه اين شركت نخستين ماشين رول افست را بر اساس پتنت پيشتاز افست يعني كاسپار هرمن (Caspar Hermann) ساخت. او بعدها هم در ساخت نخستين افست رول كه توسط مان رولند توليد شد، نقش عمده‌اي ايفا كرد. در حال حاضر بيش از يك سوم روزنامه‌هاي جهان با ماشين‌هاي افست مان رولند چاپ مي‌شوند.

 18000 روزنامه در جهان
در پيشروي پيروزمندانه روزنامه‌ها كه چهار قرن است ادامه دارد، نه تنها روش‌ها و فرايندهاي توليد دستخوش تغيير شده، بلكه خود روزنامه‌ها نيز دچار دگرگوني‌هاي اساسي شده‌اند.
روزنامه‌ها از همان روزهاي اوليه كه خبرهايشان را پستچي‌ها مي‌آوردند و بدون ويرايش و كنترل و افزودن تحليل و تفسير در استراسبورگ به چاپ مي‌رساندند، به تدريج به سوي تبديل شدن به رسانه‌هاي جمعي حركت كردند تا رسانه‌هايي باشند كه از آزادي مطبوعات در سراسر جهان دفاع مي‌كنند، با تحولات عظيم اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در طول قرن‌ها همگام بوده و گاه به اين تحولات شكل هم داده‌اند.

روزنامه در چهارصدمين سال تولد خود به رسانه‌اي تبديل شده است كه از جنبه شيوه‌هاي عرضه روزنامه‌نگارانه مطالب بسيار ثروتمند است، بسيار آسان خوانده مي‌شود، از تصاوير و صفحه‌آرايي مطلوب برخوردار شده و بيش از يك ميليارد نسخه از آن در 200 كشور حضور دارد و در زماني كه اين مقاله نوشته مي‌شود، انجمن جهاني روزنامه‌ها 18  (WAN)   هزار روزنامه از سراسر جهان را نمايندگي مي‌كند و اين در حالي است كه 6500 مورد از آن‌ها هم جزو روزنامه‌هاي يوميه هستند.

روزنامه در عصر اطلاعات
 
روزنامه‌ها اكنون مدتي است كه از سوي راديو، تلويزيون و اينترنت به چالش كشيده شده‌اند. اما با اين همه هنوز فرجام تيره و تاري كه براي روزنامه‌ها پيش‌بيني مي‌شد،‌ رقم نخورده است.
روزنامه‌هاي الكترونيك و چاپي اكنون به طرز مسالمت‌آميزي با يكديگر زندگي مي‌كنند و هيچگاه كميت چاپ به اندازه امروز نبوده است. اما با اين همه، بسياري از روزنامه‌ها و به ويژه در سال‌هاي اخير در كشورهاي صنعتي غرب دچار افت درآمد و از دست دادن خوانندگان خود شده‌اند. آگهي‌ها به سوي اينترنت سرازير شده و نسل شيفته اينترنت هم رو به گسترش است. آيا روزهاي پرشكوه روزنامه‌ها رو به پايان است؟

شكوفايي روزنامه در چين و هند
 
در اين نكته ترديدي نيست كه صحنه‌ رسانه‌اي دستخوش تغيير شده است و اين تغييرات باز هم ادامه خواهد يافت. در حالي كه مصرف رسانه‌اي از آغاز قرن بيستم از حدود 10 ساعت به 60 ساعت در هفته در سراسر جهان رسيده، دست روزنامه‌ها خالي مانده است. اما هنوز نمي‌توان گفت كه چشم‌انداز فراروي روزنامه‌ها كاملاً تيره است. طبق گزارشي كه انجمن جهاني روزنامه‌ها منتشر ساخته است، درآمد آگهي‌هاي روزنامه‌ها در سال 2003 دو درصد نسبت به سال 2002 افزايش يافته و پيش‌بيني مي‌شود كه اين روند صعودي تا سال 2006 ادامه يابد. انجمن جهاني روزنامه‌ها همچنين گزارش داده كه تيراژ روزنامه‌ها هم در سطح جهاني در همين سال 2003 در مقايسه با سال 2002 حدود 12/0 درصد افت داشته است. اما اين افت تيراژ در برخي از كشورهاي صنعتي از طريق توسعه بازار جبران شده است. چين با فروش روزانه 85 ميليون نسخه روزنامه صاحب عنوان پرتيراژترين كشور از نظر مصرف روزانه روزنامه است و اين در حالي است كه اين رقم براي هند-كه در مكان دوم جهاني قرار دارد- 72 ميليون نسخه در روز است.
نگاهي به كشورهاي ديگر مي‌تواند پتانسيل روزنامه‌ها را به تصوير بكشد: در سيرالئون فقيرترين كشور جهان كه سطح بي‌سوادي در آن 85 درصد است، روزنامه‌ها از سال 1997 به بعد مثل قارچ در حال روييدن هستند. اين كشور در سال 1997 داراي 12 روزنامه بود و اين در حالي است كه اكنون در سال 2005 داراي 50 نشريه است.
در افغانستان سطح سواد 20 درصد است، اما در سال 2002 در اين كشور حدود 265 نشريه منتشر مي‌شد كه 150 مورد آن در كابل پايتخت آن توزيع مي‌شد.
در سنگال با كمبود خريدار براي روزنامه‌ها مواجه هستيم و اين بسيار طبيعي است،‌ چون قيمت يك روزنامه معادل قيمت يك كيلو برنج است، اما با اين همه روزنامه‌ها كماكان در سنگال خوانده مي‌شوند: 60 درصد مردم، روزنامه‌ها را قرض مي‌گيرند.
 
توليدكنندگان روزنامه‌ها و مفاهيم تازه   روزنامه‌ها در عصر اطلاعات به كدام سو خواهند رفت؟

روزنامه‌ها چهارصد سال است كه در سراسر جهان در حال شكل دادن به افكار عمومي هستند و هنوز جزو شكل‌هاي محبوب‌ و معتبر رسانه‌اي در عرصه اطلاع‌رساني به حساب مي‌آيند. حفظ اين موقعيت، اصلي‌ترين چالش توليدكنندگان روزنامه‌ها است.
بر اساس يافته‌هاي تازه‌ترين پژوهش انجمن جهاني روزنامه‌ها كه در زمينه فرايندهاي روزنامه‌اي صورت گرفته است، تيموتي بالدوين (Timothy Baldwin) مديركل اين انجمن مي‌گويد: امروزه مديران روزنامه‌ها بيش از هميشه اين تمايل را از خود نشان مي‌دهند تا با اتكا به نوآوري‌ها و استراتژي‌هاي متفاوت به جذب خوانندگان بيشتري بپردازند. بسياري از روزنامه‌ها در جهت پاسخ دادن به نيازهاي مخاطبان خود به تغيير قطع رو آورده‌ و چاپ تمام رنگي را در دستوركار خود قرار داده‌اند. آن‌ها با نوآوري‌هاي گوناگون درصدد جذب نسل جوان نيز هستند و يكي از اين روش‌ها چاپ نسخه‌هاي رايگان براي متروها و قطارها است.
درآمد تبليغات در روزنامه‌هاي رايگان ظرف يك سال 5/‌1 درصد افزايش داشته است و ظرف‌ 5 سال به 6‌/‌22 درصد خواهد رسيد.
مترو اينترنشنال ناشر سوئدي نشريه رايگان مترو روزانه 5/‌5 ميليون نسخه از نشريه خود رادر 16 كشور توزيع مي‌كند و به همين خاطر است كه مي‌توان گفت هنوز روزنامه‌ها در آينده موفق خواهند ماند.

 روزنامه بر اساس تقاضا
وقتي انسان در سرزمين مادري خودش نيست، داشتن يك روزنامه آشنا، آرامش‌بخش است.
و شايد به همين دليل باشد كه مسافران هتل‌هاي مختلف دنيا از سرويس‌  Newspaper Direct اين‌چنين استقبال مي‌كنند.
اين سرويس 200 روزنامه از 35 كشور جهان با 30 زبان را در اختيار علاقه‌مندان به روزنامه‌ها قرار مي‌دهد. ريشه اين ايده به كانادا بازمي‌گردد و توسط يك شركت مستقر در ونكوور از سال 1999 عملياتي شده است. اين شركت كه يك دفتر هم در نيويورك دارد، روزنامه‌ها را از سراسر دنيا به صورت ديجيتالي در اختيار روزنامه‌خوانان قرار مي‌دهد.
هر كه با اين شركت قرارداد منعقد كند، امكانات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري بهره‌برداري از چنين سرويسي را دريافت مي‌كند و به اين ترتيب به مخاطبان اين فرصت را مي‌دهد تا روزنامه‌هاي دلخواه خود را از اينترنت دانلود كرده و از آنها پرينت بگيرند. روزنامه‌هايي كه به اين ترتيب ظرف چند دقيقه دانلود مي‌شوند، در قطع  3 A هستند، دورو پرينت گرفته مي‌شوند و از نظر شكل صفحات عين روزنامه اصلي (چاپي) هستند.
استفاده از اين سرويس علاوه بر هتل‌ها، اكنون در كتابخانه‌ها، مؤسسات پژوهشي، خطوط هوايي و دريايي نيز عموميت يافته است.

نويسندگان: سوزان استينل،استفن كوبس و برژيت ايزنلوفل
ترجمه دكتر يونس ُشكرخواه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 15:0  توسط الهام آدینه  | 

نقد فیلم کشتی شکسته -دور افتاده

کارگردان : رابرت زمه کيس

بازيگران : تام هنکس

محصول : ۲۰۰۰ - آمريکا

خلاصه داستان : چاک نولند (هنکس) کارمند اداره پست آلاسکا می باشد . در اين ايالت هيچ شغلی مشکل تر و خطرناک تر از اين نمی توان يافت ! چاک که مردی خانواده دار و امين است ماموريت می يابد در يک سفر کاری ، تعدادی بسته پستی را از طريق هوا به يک منطقه برساند اما هواپيما در طول راه آسيب ديده و بسيار دورتر از مسير پرواز سقوط می کند و ... م

توضيحات : فيلم کشتی شکسته که در ايران با عنوان دور افتاده نيز شناخته می شود ، بی اغراق بهترين فيلم هنری سال ۲۰۰۰ ميلادی می باشد که دست کم بايد جايزه بهترين بازيگر مرد را برای بازی جاودانه تام هنکس از آن خود می ساخت . حال بماند که بازی های سياسی باعث برتری يافتن فيلم گلادياتور در جشنواره اسکار گرديد و باقی قضايا . م

تام هنکس بی اغراق بهترين بازی عمر خود را در اين فيلم ارائه کرده ، بهتر از مسير سبز ، بهتر از فيلادلفيا و حتی بهتر از فارست گامپ ! او توانسته در بيشتر دقايق فيلم که تک و تنها جلوی دوربين بوده چنان بازی قوی و پرکششی را از خود ارائه کند که تماشاگر را به وجد آورد . تماشاگری که به ندرت به ديدن فيلمی هنری می رود برای تماشای اين يکی فقط در آمريکا ۲۳۴ مليون دلار پول داده است که تقريباً يک رکورد به حساب می آيد . م

شايد فيلمنامه تا حدی کليشه ايی و قابل پيشبينی باشد اما بازی قوی هنکس ، همه عيب های معدود فيلم را پوشانيده . زوج تام هنکس و رابرت زمه کيس از زوج های موفق و جداناشدنی هاليوود می باشند و معمولاً بازيگران هنگامی که با کارگردانی سر و کار دارند که با او راحتند و حرفشان را می فهمند بهترين بازی را از خود ارائه می دهند . م

بازيگران جانبی فيلم با وجود آنکه مدت کمی در مقابل دوربين حضور دارند ، بازی های قوی و سطح بالايی از خود به جا گذاشته اند . بويژه بازيگر نقش همسر چاک که بعد از ناپديد شدن او زندگی جديدی تشکيل داده بعد از بازگشت وی عکس العمل احساسی بی نظيری از خود نشان می دهد که ترديد و حفظ حريم خانواده جديدش را همزمان به نمايش در می آورد . م

در مجموع فيلم کشتی شکسته اين قابليت را دارد که بعدها از آن به عنوان يک اثر کلاسيک و ماندنگار تاريخ سينما ياد شود . م
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 21:8  توسط الهام آدینه  | 

نقد فیلم دو برادر

یک نقد خوب شامل چه مواردی است . آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید . در صورتی که بدنبال پاسخ این سوال هستید ادامه متن را مطالعه کنید .

 

دبي توآيمن
براساس كتاب تكوين معنا نوشته‌ي ديويد بردول
ترجمه: اميد نيك‌فرجام

ديويد بردول در كتاب خود با عنوان تكوين معنا اشاره كرده است كه هر نقد فيلم چهار جزء كليدي دارد، و اين اجزا عبارت‌اند از چكيده‌ي طرح فيلم، اطلاعات زمينه، مجموعه‌اي از مطالب و استدلال‌ها درباره‌ي فيلم، و ارزيابي.

چكيده‌ي طرح فيلم:

چكيده‌ي طرح داستان فيلم يعني چكيده‌ي طرح داستان، توصيف موجز طرح فيلم با تأكيد بر مهم‌ترين لحظات فيلم و عدم افشاي پايان آن. هيچ چيز بدتر از ارايه‌ي بيش از حد اطلاعات درباره‌ي فيلم نيست، چون لذت تماشاي آن از تماشاگر گرفته مي‌شود

اطلاعات زمينه:

اطلاعات زمينه شامل اطلاعاتي درباره‌ي ستارگان و كارگردان و گروه فيلم‌سازي مي‌شود. اين بخش مي‌تواند شامل اخبار و شايعات جذاب درباره‌ي روند توليد فيلم هم باشد، و مي‌توان اطلاعاتي را درباره‌ي منبع و مأخذ فيلم و ژانر آن نيز در آن گنجاند. منتقد مي‌تواند بنا به دلخواه خود نظر ديگر منتقدان و كارشناسان صنعت سينما را نيز در اين بخش بگنجاند و از اين راه به تماشاگر نشان دهد كه احتمالاً از فيلم چگونه استقبالي خواهد شد

مطالب و استدلال‌ها درباره‌ي فيلم:

استدلال‌ها به‌طوركلي بخش اصلي نقد را تشكيل مي‌دهند. در اين بخش است كه منتقد فيلم را تحليل و بررسي مي‌كند و نشان مي‌دهد كه چه چيز فيلم از كار درآمده و چه چيز از كار درنيامده است و چرا. اغلب منتقدان سعي مي‌كنند اين اطلاعات را با قدري اطلاعات زمينه تركيب كنند؛ مثلاً اگر نورپردازي و كمپوزيسيون فيلم بد باشد، منتقد فيلم‌بردار فيلم را معرفي مي‌كند و از او ايراد مي‌گيرد

ارزيابي:

ارزيابي منتقد از فيلم درنهايت به اين نكته منتهي مي‌شود كه تماشاگر فيلم را ببيند يا نه. اين ارزيابي همواره مبتني است بر استدلال‌هاي منتقد در مورد فيلم و نظرهايش در مورد پس‌زمينه‌ي آن. شايد بتوان گفت لحن كلي نقد بايد تحت تأثير و بيانگر ارزيابي منتقد از فيلم باشد. درواقع خواننده پس از خواندن جمله‌ي اول و دوم مطلب بايد از نظركلي منتقد در مورد فيلم آگاه شود. البته اصلاً منظور اين نيست كه مطلب را بايد با اين نوع جملات شروع كرد كه «فلان فيلم فيلم خوبي است» يا «حتماً بايد برويد اين فيلم را ببينيد». فقط مقصود اين است كه خواننده بايد از ديدگاه منتقد نسبت به فيلم به ايده‌اي كلي برسد و اين اتفاق بايد در همان پاراگراف اول بيفتد

به‌طوركلي منتقد به هنگام ارزيابي يك فيلم معمولاً يكي يا همه‌ي نكات ذيل را مدنظر قرار مي‌دهد: انگيزه‌ي رخدادها در فيلم، سرگرم‌كننده بودن فيلم، معنا و ارزش اجتماعي فيلم، و ارزش زيباشناختي فيلم. به هرحال اگر كار ساده‌اي بود همه منتقد مي‌شدند. نقد فيلم اغلب اوقات كار بزرگ و جذابي است، مگر آن‌كه فيلمي كه مي‌بينيد در كل كار بدي باشد

منتقدان فيلم اغلب اوقات به انگيزه‌ي رخدادها در فيلم ايراد مي‌گيرند. منظور اين نيست كه آن‌ها از مضمون اصلي فيلم خوش‌شان نمي‌آيد، بلكه آن‌ها به دنبال ارتباط يك رخداد خاص با كل فيلم و توجيه كنش خاص يا بخشي از ديالوگ فيلم مي‌گردند. بردول انگيزه را به چهار دسته تقسيم كرده است: تلفيقي، واقع‌گرايانه، بينامتني، و هنري. انگيزه‌ي تلفيقي با رابطه‌ي علت و معلول در فيلم و منطق آن سر و كار دارد ــ يعني اين‌كه آيا در فيلم حركت از يك صحنه به صحنه‌ي ديگر روند منطقي دارد يا نه. انگيزه‌ي واقع‌گرايانه وقتي درست از آب در مي‌آيد كه كنش‌هاي فيلم در قلمروي داستان فيلم باورپذير يا پذيرفتني باشند. انگيزه‌ي بينامتني به رابطه‌ي فيلم با ژانر و منبع آن (مثل رمان يا نمايشنامه يا غيره) ارتباط دارد ــ مثلاً آن‌چه در يك فيلم موزيكال معنا دارد و پذيرفتني است در وسترن پذيرفتني نيست. انگيزه‌ي هنري به شيوه‌ي ساخت فيلم و كاربرد دكوپاژ و ميزانسن براي رسيدن به حس و ديدگاه هنري خاص مربوط است. به اين نكته نيز بايد اشاره كرد كه آن‌چه براي يك منتقد توجيه هنري دارد ممكن است براي منتقد ديگر نابجا باشد. به هرحال هر چيزي به ذوق و سليقه‌ي فرد بستگي دارد. اغلب منتقدان دست‌كم به سرگرم‌كننده بودن فيلم توجه دارند و مي‌دانند كه هدف اصلي اغلب فيلم‌ها سرگرم كردن مخاطب است. آن‌ها هم‌چنين مي‌دانند كه اگر فيلم‌ قادر نباشد حس تعليق و انتظار در تماشاگر ايجاد كند سرگرم‌كننده نيست. ديگر آن‌كه مخاطب بايد به‌طور فعال درگير فيلم شود، فيلم بايد توجهش را جلب كند، و احساسات او را برانگيزد. با توجه به قيمت بليت‌ها در روزگار ما فيلم‌ها بهتر است اين‌طور باشند وگرنه... فيلم چطور به اين اهداف دست مي‌يابد؟ خب، من اگر همه‌ي پاسخ‌ها را داشتم اين وب‌سايت را به امان خدا ول مي‌كردم و مي‌رفتم مي‌شدم مشاور يكي از استوديوهاي هاليوود. اما نه، من هم مثل هر منتقد ديگر نظرهايي براي خودم دارم. اول از همه اين‌كه باور دارم اگر فيلم صاحب مجموعه‌اي تأثيرگذار از شخصيت‌هايي كه تماشاگر مي‌تواند با آن‌ها همذات‌پنداري كند نباشد سرگرم‌كننده و جذاب از آب در نمي‌آيد. اين را هم بايد گفت كه برخي از فيلم‌ها كه به اندازه‌ي كافي سكانس اكشن و بدلكاري و انفجار و جلوه‌هاي ويژه و صداهاي كركننده دارند نظر تماشاگر را جلب مي‌كنند و موفق از آب در مي‌آيند، به هرحال سرگرم‌ كردن تماشاگر راه‌هاي مختلف دارد

مناسبت و ارزش اجتماعي نيز مي‌تواند در ديدگاه منتقد نسبت به فيلم نقش مهمي داشته باشد، گهگاه وقتي كه فيلم بيانيه و پيام اجتماعي مهمي ارايه مي‌كند، منتقد بزرگوارانه برخي از كاستي‌هاي آن را ناديده مي‌گيرد. در فيلم‌هايي مثل همشهري كين يا جي‌اف‌كي مي‌توان از اشكالات پراكنده و اتفاقي به خاطر ارزش و اهميت هنري و اجتماعي‌شان چشم پوشيد. به بيان ديگر، گاهي مي‌توان به اعتبار پيام فيلم از كاستي‌هاي فني آن گذشت، مگر آن‌كه اين كاستي‌ها و اشكالات آن‌قدر اساسي باشد كه به شكل ارايه پيام فيلم نيز ايراد وارد شود

حال پرسش اين است كه در يك نقد ترتيب اين عناصر چگونه بايد باشد و چه ميزان از هريك را بايد در نوشته‌ي خود گنجاند. اين نكته به فيلم و به خود منتقد بستگي دارد. بردول اشاره مي‌كند كه بهتر است مطلب خود را با يك ارزيابي كوچك شروع كنيد (يكي دو جمله كه لحن نقد را تثبيت مي‌كنند)، خلاصه داستان را بدهيد، چند استدلال فشرده ارايه كنيد (با تأكيد بر بازيگري، منطق داستان، برتري‌هاي توليد، جلوه‌هاي ويژه، و غيره)، اطلاعات زمينه را هم در خلال اين مطالب بگنجانيد، و سپس مطلب را با ارزيابي نهايي فيلم تمام كنيد؛ اين‌كه منتقد چقدر به هريك از اين بخش‌ها بها مي‌دهد بستگي دارد به خود فيلم و برداشت و شناخت منتقد از خوانندگانش.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 21:2  توسط الهام آدینه  | 

نقد فیلم 16بلوک

۱۶ بلوک

کارگردان : ريچارد دانر

بازيگران : بروس ويليس - موس داف

محصول : ۲۰۰۶ - آمريکا و آلمان

خلاصه داستان : جک موزلی پليس کهنه کار نيويورکی ، بايد يک تبهکار (داف) را پيش از بسته شدن دادگاه برای شهادت درباره يک پرونده به آنجا برساند اما قضيه به اين سادگی نيست چون ادی خلافکار قرار است بر عليه چند پليس فاسد که از دوستان جک هستند شهادت دهد و تا محل دادگاه ۱۶ محله فاصله وجود دارد در حاليکه ... م

توضيحات : بروس ويليس از کهنه سربازان هاليوود می باشد . از آن دست بازيگرانی که کسی جرات مخالفت با او را ندارد . دوست و رفيق آرنولد و استالونه و همين ويژگی ها کافی است تا ويليس از جايگاه شاخصی در هاليوود برخوردار باشد و حالا به همه اينها جمهوری خواه بودن و طرفداری دوآتشه از بوش را هم اضافه کنيد ! م

بروس ويليس يک اکشن کار به تمام معنا است و با فيلم های جان سخت شهرتی جهانی يافته با اين حال دو فيلمی که در اواخر دهه نود او را تبديل به يکی از پولسازترين بازيگران آن وقت نمود هيچکدام اکشن نبودند : آرماگدون و حس ششم . البته تحرک ويليس چيزی نيست که باعث محبوبيت وی در ژانر اکشن شده بلکه بازی محکم و پر کنايه وی عامل اين جذابيت است . هرچند بعد از جان سخت ها عملاً چيز جديدی در بازی ويليس به چشم نمی خورد و همين باعث شده طی سالهای اخير اکثر فيلمهايش با شکست مواجه شوند که فيلم ۱۶ بلوک نيز شامل همين اکثريت است ! البته فيلم جذابيت و سرگرم کنندگی بالايی دارد به شرط آنکه با ويليس آشنايی چندانی نداشته باشيد و کارهای قبليش را به تازگی نديده باشيد ! م

فيلم شانزده بلوک يک اثر تجاری صرف با فيلمنامه متوسط و بازی های نسبتاً خوب است . بزرگترين ايراد وارد بر فيلم ، روابط بين انسان هاست که ناگهان و بدون مقدمه شکل می گيرد يا رو می شود . مثلاً اين نکته که جک موزلی خودش يکی از پليس های فاسد است اگر به زبان خودش گفته نمی شد مشخص نمی گرديد و اينکه در چند دقيقه بين او و خلافکار رابطی بسيار صميمی شکل می گيرد تا جايی که به دوستان قديمی اش خيانت کند غير منطقی به نظر می رسد . م

فيلم با وجود همه اين ضعف ها ارزش تماشا را دارد و در مجموع از سوی عامه تماشاگران به عنوان يک اثر قابل تحمل ارزيابی می شود . م

در پايان جا دارد انتقادی بر عملکرد بخش های مختلف تامين برنامه در ايران داشته باشم . اولين سوال من اين است که چرا در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی يک دفتر يا سازمان واحد مخصوص رسيدگی به وضعيت دوبله و پخش در ايران وجود دارد و يا اگر چنين چيزی هست چرا فعال نمی باشد ؟ در حاليکه برخی شرکت های خصوصی با صرف هزينه گزاف امتياز پخش فيلم های خارجی را خريداری نموده و پس از دوبله در بازار توزيع می نمايند ، برخی ديگر اين فيلم ها را به صورت غير قانونی تکثير می نمايند و به شرکت اصلی ضربه وارد می نمايند و بدتر آنکه شبکه های صدا و سيما بدون توجه به حقوق اين شرکت ها ، فيلم ها را از راه های غير قانونی به دست آورده و پس از دوبله ايی اکثراً ضعيف و سرهم بندی شده (مثل همين فيلم شانزده بلوک) روی آنتن می فرستند در حاليکه بعضی از اين فيلم ها بدليل متفاوت بودن قوانين سانسور سيما با شبکه های خانگی ، بسيار مورد جرح و تعديل های اخلاقی ، سياسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، مذهبی و ... قرار می گيرند و عملاً ارزش کار را ضايع می نمايند ! برای خلاصه کردن مطلب همين بس که حق پخش فيلم کينگ کونگ (که بين چند شبکه سيما و نمايش خانگی بر سر دوبله و پخشش رقابت به وجود آمده بود و در نهايت شبکه تهران با دوبله ايی ضعيف و جرح و تعديل هفتاد-هشتاد ! دقيقه ايی موفق به پخش آن شد) را در آمريکا فقط به يک شبکه با مبلغی چندين مليون دلاری واگذار نمودند آن هم با تعيين مدت و تعداد دفعات پخش ! م

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 21:0  توسط الهام آدینه  | 

ای خدای مهربان

سلام وب زیبا و تخصصی خوبی داری با گفتهای خوب و آموزنده خواستم بگم افرین به شما که سر شار از انرژی مثبت هستید و به مخاطب خود انرزی فکری میدهی باز به دیدارت خواهم امد
به امید دیداری دوباره موفق باشی (عشق خدائی)
سلام بر گفتارهای شیرینت
اری درباره عشق معنویت خوبیها گفتی من هم میگویم عشق وجودت سر شار از ویتامین خوشحالیی باشی
چرا که وب شما هم خوب و هم زیبا و شعر و نوشتهایت از امید آرزوی سر چشمه میگیرد دلت شاد روح نورانیت لبریز از عشق خدائی باشد انشاا...
http://mother20.blogfa.com/
http://www.eshghekhodayi.persianblog.com/
http://www.mother20.persianblog.com
عشق با روح شقايق زيباست... عشق با حسرت عاشق زيباست... عشق با نبض دقايق زيباست... عشق با زهر حقايق زيباست... عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست ای خدای مهربان
تو خود یک روح خدائی هستی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 12:54  توسط الهام آدینه  |